857

کاش یک نفر پیدا شود که به من بگوید برای فرار ازین زندگی تکراری چه کار باید کرد؟ امروز خیلی بی حوصله ام... دوشنبه ست ... هر هفته دوشنبه ها کارگر دارم .... حتی حوصله دیدن کارگرم را هم نداشتم زنگ زدم که فلانی نیا من امروز گرفتارم کلی غر زد که چرا دیر خبر دادی.... دراز کشیده ام روی قالیچه جلوی شومینه ! بله شومینه مان روشن است... پاهایم را چسبانده ام به دیواره بیرونی شومینه و جایتان خالی نسکافه میخورم ...

پ.ن : همه زندگیم شده تکرار روز قبل ... دلم هیجان میخواهد... تنوع میخواهم... کمک....

/ 2 نظر / 23 بازدید
بدون سانسور

خدائیش!!شدییدا منم همینطور میشم بعضی وقتها! باید واسهخودت اینجورمواقع سرگرمی ایجاد کنی وگرنه کسی به فکر آدم نیست اینجور موقعها![افسوس]