856

من و دخترک امشب با هم توی اتاق کار شوهرم خوابیده ایم... مدتی ست از اتاقش میترسد و  موقع خواب به بهانه های مختلف یا من و پدرش را میکشاند پیش خودش یا پتوی خال خالی نقلی اش را کشان کشان می آورد روی تخت ما و کنار ما جا خوش میکند... امشب هم از آن دسته شبهایی بود که باز میترسید.. ولی نکته عجیبش اینجا بود که از اتاق خواب ما هم میترسید!!  این بود که مجبور شدم بار و بنه ام را جمع کنم و بیایم اینجا....یکی دو بار بخاطر این ترسیدنهایش رفته ام پیش دکتر... همه میگویند بخاطر سننش هست اما روز به روز بیشتر میشود جوری که حتی یک لحظه تنها نمیماند ... نگرانش هستم...

یکی دو روزیست که آسمان خانه مان بشدت ابری شده... گاهی به جماعت مردها حسودیم میشود ....  دم خدا گرم با اینهمه تفاوتی که بین زن و مرد گذاشته.... تا بحال مردی را دیده اید که مثلا بعد از یک مشاجره ( حالا با هرکس) بیشتر از یک نصفه روز ناراحت باشند؟ آقایون عزیز ناراحت نشوند این را به عنوان ایراد نگفتم.. این یک موهبت الهی ست که خداوند تنها نصیب نصفی از خلایقش کرده... خوشبحالشان...

دیروز با یکی از دوستانم که بچه دومش را حامله ست حرف میزدم... دیوانه ام کرد اینقدر که از ایده ال بودن شوهرش و اینکه در بهشت زندگی میکند و تابحال حتی یکبار بینشان هیچ بحثی وجود نداشته و بعد از 9 سال زندگی هنوز هم عشقولانگی شان عین روز اول است و هنوز تابحال حتی یک وعده غذا بدون هم نخوردند و بواسطه همین فرشته بودن شوهرش میخواهد یک جین بچه بیاورد و...... تعریف کرد... حالا حسابش را بکنید این چیزها را در شرایطی برایم تعریف میکرد که من و همسرم باهم قهر بودیم !!!!!!!!!!  دوست داشتم گوشی تلفن را توی سر خودم خورد کنم ! یعنی واقعا امکان دارد 9-10 سال با یکی زندگی کنی و حتی یکبار باهم اختلاف نظر نداشته باشید!!! من که باورم نمیشود ! شاید هم بنده زیادی نازک نارنجی تشریف دارم و کاسه صبرم زود لبریز میشود....

پ.ن : همیشه و در هر شرایطی جلوی دیگران چه حق با او بوده و چه نبوده پشتیبانش بودم ... همیشه هوایش را داشته ام... هیچوقت سنگرش را خالی نکرده ام... فکر نمیکنم این انتظار زیادی باشد که بخواهم فقط جلوی دیگران مقابلم نباشد ( پشتیبانی اش پیشکش)

 

/ 6 نظر / 21 بازدید
آتوسا

اینجور زندگیا فقط توی رویاهاست دوست من بشنو وباور نکن دو تا خواهر که از پدر و مادر یکی هستن باهم بدون مشکل نیستن چه برسه به زن و شوهر

مامان خانومی

راستش من که باورم نمیشود که یه همچین آدمی وجود داشته باشه . شاید هم ببو گلابی چیزی باشه . مگه میشه دو نفر آدم با هم دعواشون نشه . من یکی با همین فسقل بچه هم زیاد دعوام شده .

مورچه کوچولو

مگه میشه همه ی آدما با هم اختلاف دارن مخصوصا زن وشوهر..شاید این بااختلافهاشون کنار میاد

بدون سانسور

لایک به کامنت مامان خانومی! به نظرم محاله! مگه یکی از طرفین واقعا عاجز و درمونده و ببو گلابی بساه بقول مامان خانومی! ما با پدر مادرمون چقده دعوامون شده!! چه رسد به شوهر!!

پاییزی

سارا جونم احتمالاً شوهر دوستت ناشنوا یا لال نیست؟ خب تنها در این صورته که این همه سال دعواشون نشده.[نیشخند] معمولاً اونایی که از این ادعاها دارند، چند سال بعد بدجور تقشون در میاد و اون وقت بیا ببین چیا پشت سر هم میگن![ابله]

سوسن

مگه ميشه آدم با يكي سالها زندگي كنه و دعواش نشه؟ آدم با پدر و مادر و خواهر برادر خودش هم جر و بحثش ميشه.